تبليغاتX
طریق عشق - آن روز كه اين دلم جمالت را ديد
دل نوشته هایم

به نام حضرت دوست

 

آن روز كه اين دلم جمالت را ديد

آن قامت دلرباي رعنايت ديد

آن روز كه در دلم غوغا شد

ذكر شب و روز من مولا شد

آن روز كه روز شاديم مي بود

آن لحظه كه لحظه وصالم بود

ديدم به دو چشم قامت مهدي را

آن نور دوعين حضرت مهدي را

گفتم كه نگار ،جان فدايت مولا

عالم همه خاك زير پايت مولا

گفتم كه بهار ، جان به قربانت باد

اين خاكي دل شكسته دنبالت باد

گفتم كه شفق ، در اين شب تاريكم

اي نور خدا، بر اين دل خاكيم

آخر به كجا سفر شود پايانش

اين دل برسد به حضرت مهمانش

يارم دولبش گشود ، به به چه سخن

نيك است سخن از دو لب مهدي من

فرمود كه من ميايم اما با شرط

غربت به تمام بايد اما با شرط

شرطش ، همه تزكيه كنيد اي مردم

دوري به كنار مي رود اي مردم

 

1386.1.24

محمد يحيي اخلاقي (خاكي)

نوشته شده توسط سید محمد یحیی اخلاقی (خاكي) در ساعت 4:33 | لینک  |