به نام محبوبم
به اميد ايامي كه دگر بغض بر گلويم سنگيني نكند
به اميد روزي كه اشك بر گونه هايم ز درد فراق روان نشود
به اميد لحظه هاي با تو، كه بي تو را فرياد
به اميد عشق بازي با تو،نه با نامت ، يا يادت
به اميد عشق، كه وصالش، غايت آمال دل
به اميد تو كه دل را بس ناشكيب كردي با هجرت
به اميد آمدنت ،كه لحظه ها را بر هم زده اي ،قرار ز دل ها ربوده اي
بيا..........
بيا كه دلم بس بي قرار است
وصالت راچشم، در انتظار است
بيا كه گلويم عقده ها دارد
تمام عمر حسرت ديدار شما دارد
بيا بيا كه دلم سوخت از فراقت،جان
كجا مانده اي ،اي جان عالميان
بيا كه دلم بس ناشكيب گشته
ز هجر تو جانا، دل ها غريب گشته
بيا كه عمر ها بي تو بر باد است
تمام دنيا يكسره داد است
كجا مانده اي، اي عشق ،اي نگار غريب
كه از قدوم تو دل هاست بي نصيب
اميد من به لحظه هاي وصال توست
به خدا قسم كه دلم در عقال توست
به اميد همان سحر كايي
دل رميده ما را به انجمن آري
خاكي
1386.7.10
شب 21 ماه مبارك رمضان
به لطف حضرت يزدان
نوشتم اين دو سه خط را از دل و جان
