تسليت گويمت اي دوست ،ز اين داغ سترگ
ز همين حالت فرياد وهمين داد بزرگ
ايام شهادت محبوبه خدا را،به يگانه آفتاب عالم تاب و به تو دوست من تسليت عرض مي كنم.
خاكي
به نام محبوبم
به اميد ايامي كه دگر بغض بر گلويم سنگيني نكند
به اميد روزي كه اشك بر گونه هايم ز درد فراق روان نشود
به اميد لحظه هاي با تو، كه بي تو را فرياد
به اميد عشق بازي با تو،نه با نامت ، يا يادت
به اميد عشق، كه وصالش، غايت آمال دل
به اميد تو كه دل را بس ناشكيب كردي با هجرت
به اميد آمدنت ،كه لحظه ها را بر هم زده اي ،قرار ز دل ها ربوده اي
بيا..........
بيا كه دلم بس بي قرار است
وصالت راچشم، در انتظار است
بيا كه گلويم عقده ها دارد
تمام عمر حسرت ديدار شما دارد
بيا بيا كه دلم سوخت از فراقت،جان
كجا مانده اي ،اي جان عالميان
بيا كه دلم بس ناشكيب گشته
ز هجر تو جانا، دل ها غريب گشته
بيا كه عمر ها بي تو بر باد است
تمام دنيا يكسره داد است
كجا مانده اي، اي عشق ،اي نگار غريب
كه از قدوم تو دل هاست بي نصيب
اميد من به لحظه هاي وصال توست
به خدا قسم كه دلم در عقال توست
به اميد همان سحر كايي
دل رميده ما را به انجمن آري
خاكي
1386.7.10
شب 21 ماه مبارك رمضان
به لطف حضرت يزدان
نوشتم اين دو سه خط را از دل و جان
ابتدا عذر خواهم بهر تاخیر
سپس انکه به یاری حق اندیشه در نماز را بعدا ادامه می دهم چون احساس کردم موضوع برای بعضی ها کمی سنگین است
یا علی
به نام نامي يارم كه دل رباي من اوست
وقت آنست كه سومين جمله نماز خود را بگوييم (الحمد و للله رب العالمين) مي داني اينهمه عمر چه مي گفتيم؟و خدا دوست داشت تا چه بفهميم؟
فقط همين كه ستايش مخصوص پروردگار و پرورش دهنده جهانيان است!فقط همين؟!
حيف كه ما به اصلي ترين مسائل دينمان بي توجهيم ، كه اگر نبوديم اينقدر اسلام غريب نمي شد، اينقدر مسلمانان زير بار استعمار و ظلم نمي رفتند و هزاران اينقدر ها كه مجال گفتنم نيست .
معني اين جمله آنست كه تمام كرنش ها ،تمام خضوع ها،تمام خشوع ها،تمام حمد و سپاس ها،تمام سر تعظيم فرود آوردن ها،
تمام تسليم ها و خلاصه تمام اطاعت ها براي خداييست كه مربي جهانيان است،پرورش دهنده آنهاست ، رب انهاست، پروردگار آنهاست وخلاصه عرض كنم تنها موثر عالم اوست. خداي مهربان قصد دارد تا ما بفهميم كه چه بايد بكنيم، راه را به اين روشني به ما نشان مي دهد و ما باز هم خوابيم،كه اگر اندكي بيدار بوديم امروز سر تعظيم در مقابل احدي جز خداي احد فرود نمي آورديم.
حال كه ديگر فهميده ايم تمام كرنش ها و تعظيم ها فقط براي خداست او دوباره ما را ياد آور مي شود كه اي بنده من ،من با تمام قدرتي كه دارم كه هيچ كس جز من، رب العالمين نبوده و نيست و نخواهد بود باز هم همان خداي رحمان و رحيم هستم وهميشه به عدالت رفتار مي كنم.
آيا ما با اين جملات تلنگوري نمي خوريم ؟درست نمي شويم؟ خدا نكند پشت ميزي بنشينيم ، سمت كه بخورد توي سرمان، اينقدر حق ، نا حق مي كنيم كه حساب ندارد،بعد روزي 17ركعت هم نماز مي خوانيم كجاي اعمال ما بوي عدالت و بوي خدايي مي دهد؟؟
ادامه دارد...
1387.2.7
2:55 بامداد
خاكي
به نام جانان جان آفرين
به نظر شما ما نماز مي خوانيم يا به زمين نوك مي زنيم؟اگر نماز مي خوانيم چرا اوضاع ما اينگونه است و اگر به زمين نوك مي زنيم چرا خود را خسته كنيم؟ خدا براي چه به ما گفته است نماز بخوانيم؟ اصلا به چه دليل نماز مي خوانيم؟
شايد خدا قصد كرده تا مسلمانان را به سمت ورزش سوق دهد و به آنها بفهماند كه هر لحظه بايد در حال ورزش باشند؟
خوب اگر چنين است چرا حضرت رسول كه خدا فرموده او نيكو الگويي براي شماست هيچ كاپي يا مدالي در رشته هاي ورزشي زمان خودشان بدست نياورده اند.
نكند گفته نماز بخوانيد چون دوست دارد مردم جلويش خم و راست شوند؟
اگر اينگونه است پس چرا به ما قدرت انتخاب داده تا راه صحيح را خود بيابيم اصلا مي توانست ما را هم چون ملائك خلق كند كه مدام در اطاعت از اويند.
همه چيز به ذهنم آمد الا انكه شايد خدا دلش براي ما و حرف زدن ما با او تنگ مي شود و دوست دارد بار دگر سخنان مارا بشنود؟
آري او مشتاق تر است به ما ، تا ما ، به خود ، و شايد بخشي از نماز هم همين باشد.
اصلا تا به حال انديشيده اي كه اينهمه عمر با خدا چه سخن مي گفتي و اعضا و جوارحت را به كدام سبب متحرك مي ساختي؟
اصلا مي داني چرا اول نماز دو دستت را بالا مي اوري ؟ و چرا اين اعمال را انجام مي دهي ؟اگر نمي داني بيا با هم انديشه كنيم.
اول دو دست را بالا مي آوريم و به خدا اعلام مي كنيم كه اي عزيز من ، من تسليم تو ام و با حركت دست كه مقداري به سمت عقب و سپس جلو انجام مي دهيم مي خواهيم بگوييم كه يا رب ، هر چه غير تو بود را به پشت سر نهاده ام و تو بزرگ تر از آني كه در فكر بگنجي ، پس به سوي تو مي آيم با تمام وجود.
حال خدا را به بخشندگي و مهرباني اش مي خوانيم به رحمانيتش كه شامل احوال همه است از مسلمان و كافر ،غربي و شرقي ، خوب و بد ، زشت و زيبا ،و خلاصه همه شامل رحمانيت پروردگار مي شوند و او كريمانه به همه روزي عنايت مي كند وبه همه اجازه زندگي و... مي دهد اما او عادل است و عادل همه را به يك چوب نمي زند ، آري او رحيم است و مهربان به آنان كه او را عاشقانه دوست مي دارند.
ببينيد خدا چه زيبا راه را نشانمان داده و ما كوريم . در اولين جمله نماز ما مي توانيم راه خود را بيابيم كه جز كدام دسته باشيم،
چون عوام باشيم و شامل رحمانيت او يا چون دوستداران و عاشقان عشق اوكه او نيز مشتاقانه بسوي ايشان و آنها بسوي او دوان اند ، جز كدام دسته بايد باشيم؟
ادامه دارد....
1387.2.3
خاكي
به نام حضرت دوست
آن روز كه اين دلم جمالت را ديد
آن قامت دلرباي رعنايت ديد
آن روز كه در دلم غوغا شد
ذكر شب و روز من مولا شد
آن روز كه روز شاديم مي بود
آن لحظه كه لحظه وصالم بود
ديدم به دو چشم قامت مهدي را
آن نور دوعين حضرت مهدي را
گفتم كه نگار ،جان فدايت مولا
عالم همه خاك زير پايت مولا
گفتم كه بهار ، جان به قربانت باد
اين خاكي دل شكسته دنبالت باد
گفتم كه شفق ، در اين شب تاريكم
اي نور خدا، بر اين دل خاكيم
آخر به كجا سفر شود پايانش
اين دل برسد به حضرت مهمانش
يارم دولبش گشود ، به به چه سخن
نيك است سخن از دو لب مهدي من
فرمود كه من ميايم اما با شرط
غربت به تمام بايد اما با شرط
شرطش ، همه تزكيه كنيد اي مردم
دوري به كنار مي رود اي مردم
1386.1.24
محمد يحيي اخلاقي (خاكي)
