خداوندا
تو آنقدر مرا غرق در نعمات خود كرده اي كه عمريست در فكرم تا چگونه شكر كوچكترين نعمتت را بكنم با اينكه نمي دانم كوچكترين نعمتي كه به من ارزاني داشته اي چيست ، به هر از تو رسيده اي كه مي نگرم ، هر چند به ظاهر كوچك ، عمقي بي حد و لطفي بي مرز مي يابم . و تو اي مهربانترين مهربانان هر دم مرا شرمسارتر مي كني ! بدان دليل كه من عاجزتر از آنم كه بتوانم لطفي ز الطاف بي نهايتت را شكر كنم .
مي دانم اگر سر به سجده از عهد آدم مي گذاشتم و تا قيامت و بعدش سربلند نكنم و فقط حمد و سپاس تو را گويم باز هم شكر هيچ يك از نعماتت را نكرده ام .
پس مرا به اين تقصير ببخش.
خجسته باد ميلاد عزيزي كه در غم عزيزش نشسته ايم.![]()
به نام نامي يارم كه دل رباي من اوست
به نام حضرت يزدان كه او ،خداي من اوست
ما تا ابد بدهكار خداييم ، اما از آن رو كه او را نمي شناسيم هميشه خود را طلبكار ز او مي دانيم.
اصلا مگر به ما چه داده كه خود را به او لحظه اي بدهكار بدانيم چه رسد به تمام عمر؟
گيريم كه هيچ نداده جز سلامتي ،كم است؟ از دريچه چشم تو حساب مي كنم ولي بدست كم ، چون يقين دارم او آنقدر دوستداشتني ست كه حتي نمي خواهد حساب و كتاب اموالي را كه به تو سپرده در اين جهان باز جويد ، تا بكاري و درو كني وسود بري ،با سرمايه اي كه او به تو ارزاني داشته.
تا به حال چند بار در خانه ات آمده و يقه ات را گرفته كه پولم را پس بده؟
يا چندبار جلوي غريبه و آشنا بر سرت منت گذاشته و از لطفش به تو به آنها گفته؟
كه با خبر شد در آن اوج گرفتاري هايت، كه بدادت رسيد و دستت را گرفت؟
حال اگر باز هم طالب ماديات هستي و فكر آنكه ز مال دنيا به تو نبخشيده ! در خود نظاره كن كه چه از لحاظ معنوي و چه مادي تا چه حد ارزشمندي .از لحاظ معنوي كه مشخص است او تو را خلق كرده تا جانشين او شوي به روي ارض و اما جنبه مادي وجودت ، فكر كن كه بشر بتواند همان طور كه ماشيني را با سر هم كردن چند قطعه مي سازد بدن خود را نيز اينگونه بسازد مثلا در حال ساخت بدن تواند............. 1-قلب *بالاي 20ميليون تومان است* 2-مغز*اين هم كم از قلب نيست*3-كليه ها*دانه اي 8.9ميليون*4-استخوانها*براي تكه كوچكي پلاتين با هزار التماس ميليون ها تومان پول مي گيرند كه هيچ وقت مثل اولش نمي شود در اين صورت آيا ميشود قيمتي براي اينهمه استخوان كه در وجود ماست گذاشت*5-دستگاه عصبي 6-دستگاه گردش خون 7-دستگاه تناسلي و هزاران هزار عضو و گلبول و چه و چه كه خدا به رايگان در اختيار من و تو گذاشته است من كه باور نمي كنم كه تنها قيمت واقعي اعضا بدن ما نظير اين مبالغ باشد آيا ثروتمندي كه از ناراحتي قلبي رنج مي برد حاضر نيست تمام دارائيش را بدهد و قلبي سالم اختيار كند.نمي دانم حال شما بگوئيد.
بگوئيد كه اگر خدا تنها پول همين اعضا بدن ما را ( حال به روح كاري نداريم) طلب مي كرد تا چند سالگي مي بايست همه مخلوقات كار و تلاش شبانه روزي مي نمودند تا بدهي خدا را پرداخت كنند ؟
به نظر شما عمر انسان كفاف مي داد؟
تازه اين قطره اي ز اقيانوس بيكران نعمات الهيست كه هركس به ميزان نَفَسَش كه همان ظرفيت اوست فرو رفته در آن و غريق موج رحمت دوست شده .
ما به او بدي مي كنيم و او لشگري سترگ ز سربازان گمنامي (گلبول هاي سفيد) به درون وجودمان نهاده است تا حفاظت كنند ز تماميت كشور وجود ما و اين نمي شود جز محبت بيكران او به من به تو
يكشنبه 1387.1.25
2:36 بامداد
سيد محمد يحيي اخلاقي
به نام آنكه دلم بي قرار اوست
قصد كردم تا درباره اعتقاد سخني گويم ،سخني با تو كه مي دانم انقدر اهل تفكري كه در ان بينديشي
شده تا بحال در كائنات نظر كني و بينديشي كه چه شد، كه اين شد؟چه شد كه خدا من وتو را خلق كرد؟چه شد كه بشر را اشرف اين همه مخلوق نمود؟چه شد كه اين همه فرستاده فرستاد تا من و تو را به طريق عشق رهنمون سازد؟راستي چه شد كه فرستادگانش را كشتيم و هيچ نفرمود؟منقرضمان نكرد؟صبر كرد، كه عجب صبري خدا دارد!؟
مي گويم نكند قدرتش نرسيد؟
اما آن كه مي سازد قدرتمند است نه انكه ويران مي كند.بنايي كه معمار به دهه اي مي سازد،اگر بخواهد به چشم برهم زدني ويران مي سازدش.
شايد ز ما دور است و نمي داند در اين ارض چه مي گذرد؟
خب اگر دور است و بي خبر ،پس چرا هر گاه كه دست بسويش برآورم نوميد نميكند مرا.
نكند سرش شلوغ است و ِز ياد بُرده بندگانش را؟
ليك چگونه از ياد َبرد ما را،در صورتيكه به موري كه دانه كش است دهد جان شيرين كه او هم خوش است و او را بدان كوچكي وآرامي به اعماق زمين ِز ياد نمي برد،پس چگونه من وتو را با اين هيكل و هواي وهوي ِز ياد ببرد.
نمي دانم!
او كه قدرتش بي منتهاست،
و همين نزديكيست
ونبرده است مرا از يادش
پس چرا با گنه مردم بد ساخته است
تنها يك دليل به كلبه مخروب دلم خطور كرد وآن عشق خداست به ما (مي دانم كه در لغت عشق نام گياهيست كه پاي درختي مي رويد در هند و به خدا اطلاق نمي شود اما چه كنم كه هيچ لفظي معادل عشق نيست) آري بايد قبول كرد كه او ما را دوست دارد وآغوشش هميشه براي ِبدو رسيدن و وصل و وصالش باز است و تا آن زمان كه نوزادي به ارض پا مي نهد نشان ان است كه خداي زيباي من هنوز به بشر اميدوار است.
مورخ 1387.1.24
ساعت 16:13
محمد يحيي اخلاقي
یا علی